- ازم پرسید منو بیشتر دوست داری یا زندگیتو؟ گفتم زندگی ناراحت شد و رفت اما فکر نکرد شاید اون تمام زندگی من باشه
- به همه لبخند بزن اما با 1 نفر بخند همه را دوست داشته باش اما به 1 نفر عشق بورز تو قلب همه باش اما قلبت مال 1 نفر باشه
- نجوم نخوندم،ولي مي دونم تو هفت آسمون يه ستاره ندارم...... فيزيک نخوندم،ولي مي دونم « هر عملي را عکس العملي است ......» غير از عشق من به تو و مي دونم که واحد اندازه گيري عشق , ژول و کالري و وات و ... نيست .... زيست شناسي نخوندم،ولي مي دونم قلب همون دله که مي تونه براي يه نفر تنگ بشه يا تندتر بزنه ..... شيمي نخوندم،ولي مي دونم اگه عشق نباشه مولکول هاي هيدروژن و اکسيژن نمي تونن ... اينقدر محکم همديگه رو فشار بدن که اشک جفتشون در بياد
- وقتيكه عاشق چشمات شدم تازه فهميدم كه زيبايي چيست // وقتيكه تو رو در قلب كوچكم جاي دادم تازه صداي ضربان قلبم را شنيدم // وقتيكه دست در دستان تو نهادم تازه معناي گرمي را درك كردم // لحظه ها و ثانيه هايي را كه با تو سپري مي كنم بيشتر پي به معناي زندگي مي برم // هنگاميكه به ياد تو هستم مي فهمم كه آرامش چيست و هرگاه به جدايي مي انديشم كنار خود سايه مرگ را مي بينم
- ميگي عاشق باروني، ولي وقتي بارون مياد چتر ميگيري بالاي سرت... ميگي عاشق برفي ولي طاقت يه گوله برف رو نداري... ميگي پرنده ها رو دوست داري ولي ميندازيشون تو قفس... ميگي عاشق گلهايي ولي خيلي راحت از شاخه جداشون ميکني... انتظار داري نترسم وقتي ميگي عاشقي؟
- نمی خوام بگم دوستم داشته باش چون می دونم دوستم نداری.... نمی خوام بگم عاشقتم چون می دونم عاشق یکی دیگه ای..... نمی خوام بگم برای من باش چون می دونم سهم یکی دیگه ای.... نمی خوام بگم با من حرف بزن چون می دونم با من حرفی واسه گفتن نداری.... فقط میگم ...منو ببخش...منو ببخش چون عاشقت شدم....نمي بخشمت ....بخاطر تمام خنده هايي كه از صورتم گرفتي .... بخاطر تمام غمهايي كه بر صورتم نشاندي .... نمي بخشمت.... بخاطر دلي كه برايم شكستي .... .. بخاطر احساسي كه برايم پرپر كردي ..... نمي بخشمت .... بخاطر زخمي كه بر وجودم نشاندي.....بخاطر نمكي كه بر زخمم گذاردي....و مي بخشمت بخاطر عشقي كه بر قلبم حك كردي
- اگر روزي دشمن پيدا كردي، بدان در رسيدن به هدفت موفق بودي! اگر روزي تهديدت كردند، بدان در برابرت ناتوانند! اگر روزي خيانت ديدي، بدان قيمتت بالاست! اگر روزي تركت كردند، بدان با تو بودن لياقت مي خواهد
من اگر روح پريشان دارم من اگر غصه هزاران دارم گله از بازي دوران دارم دل گريان،لب خندان دارم به تو و عشق تو ايمان دارم در غمستان نفسگير، اگر نفسم ميگيرد آرزو در دل من متولد نشده، مي ميرد يا اگر دست زمان درازاي هر نفس جان مرا ميگيرد دل گريان، لب خندان دارم به تو و عشق تو ايمان دارم من اگر پشت خودم پنهانم من اگر خسته ترين انسانم به وفاي همه بي ايمانم دل گريان، لب خندان دارم به تو و عشق تو ايمان دارم